Frühling
معانی
1. نخستین فصل از چهار فصل سال که در آن طبیعت دوباره جان میگیرد؛ بهاربیشتر▾
2. (ادبی، مجازی) دوران شکوفایی؛ دورهی اوجبیشتر▾
3. (مجازی) دورهی آغاز و تحول؛ فضای اجتماعی که با جنبشهای نوخواهانه یا اصلاحات شکل میگیرد و ساختارهای سخت یا سرکوبگر را دگرگون میکند (اغلب در نام رویدادهای تاریخی)بیشتر▾
4. (محاورهای، طعنهآمیز، مجازی) در عبارت «hasch mich, ich bin der Frühling»: انتقاد از پوشش یا رفتاری که بیش از حد جوانانه و نمایشی استبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




