در حال بارگذاری...

اسمNomen

Frühling

der/[ˈfʀyːlɪŋ]
جمع: Frühlinge
ملکی: Frühlings

معانی

• Es wird bald Frühling.به‌زودی بهار می‌شود.
• Der Frühling des Lebens, der Liebe.بهار زندگی، بهار عشق.
• Während des Arabischen Frühlings forderten die Demonstranten Brot, Freiheit und soziale Gerechtigkeit.در جریان بهار عربی معترضان نان، آزادی و عدالت اجتماعی می‌خواستند.
• Hasch mich, ich bin der Frühling!مرا بگیر، من بهارم! (طعنه به ظاهر بیش از حد جوانانه)

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی