Führung
معانی
1. رهبری، هدایت؛ عمل رهبریکردن و راهبری چیزی (مثلاً کشور یا شرکت)بیشتر▾
2. مدیریت، هیئت رهبری؛ کسانی که در رأس یک سازمان قرار دارندبیشتر▾
3. راهنماییشدن؛ هدایتشدن (توسط کسی)بیشتر▾
4. (کمکاربرد) هدایت یک وسیلهی نقلیهبیشتر▾
5. پیشتازی، برتری؛ جایگاه اول و فاصلهی برتربیشتر▾
6. تور راهنماییشده؛ بازدید از یک جاذبه با توضیحات یک همراه آگاهبیشتر▾
7. اجرا، پیشبرد؛ انجامدادن یا نگهداری (مثلاً دفتر حساب، صورتجلسه)بیشتر▾
8. داشتن (عنوان یا نام)؛ حق استفادهی رسمی از یک عنوانبیشتر▾
9. بهکارگیری، دستورزی؛ استفادهی ماهرانه از ابزاریبیشتر▾
10. رفتار، سلوکبیشتر▾
11. (فنی) راهنما؛ تجهیزاتی در ماشین که مسیر حرکت یک قطعه را تعیین میکندبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
