در حال بارگذاری...

1عدد اصلیKardinalzahl

Fünf

[fʏnf]

معانی

• Eine Hand hat fünf Finger.یک دست پنج انگشت دارد.
2
اسمNomen
die
جمع: Fünfen
ملکی: Fünf

معانی

• Schreibe eine Fünf an die Tafel.رقم ۵ را روی تخته بنویس.
• Er hat in Mathe eine Fünf bekommen.او در ریاضی نمره‌ی ۵ گرفت.
• Er legte die Fünf auf den Tisch.او آن ورق (۵) را روی میز گذاشت.
• Er würfelte eine Fünf.او تاس ۵ آورد.
• Ich fahre mit der Fünf.من با خط ۵ می‌روم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی