اسمNomen

Fuß

der/[fuːs]
جمع: Füße
ملکی: Fußes

معانی

• Mir tut der linke Fuß weh.پای چپم درد می‌کند.
• Der Dackel hat kurze Füße.تکسِ سگ پاهای کوتاهی دارد.
• Der Tisch hat vier Füße.میز چهار پایه دارد.
• Der Vers besteht aus fünf Füßen.این بیت از پنج پایه تشکیل شده است.
• Die Mauer war zehn Fuß hoch.دیوار ده فوت ارتفاع داشت.
• Der Fuß der Socke hat ein Loch.پای جوراب سوراخ شده است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی