صفتAdjektiv
geboren
معانی
1. (پیش از نامِ خانوادگیِ اصلی، بهصورتِ مخفف «geb.») نامِ خانوادگیِ اصلی/دوشیزگیِ فرد پیش از ازدواجبیشتر▾
• Frau Elsa Klein, geborene Schulze, wohnt seit 1998 hier.خانم السا کلاین (نامِ خانوادگیِ اصلی: شولتزه) از سالِ ۱۹۹۸ اینجا زندگی میکند.
2. متولدِ (فلان محل)؛ اهل/بومیِ جاییبیشتر▾
• Er ist ein geborener Thüringer.او اهلِ تورینگن است (متولدِ آنجا).
3. (استعاری) ذاتاً و سرشتاً مستعدِ چیزیبیشتر▾
• Er ist ein geborener Erzähler.او ذاتاً قصهگویِ توانایی است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
