geraten
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| bin geraten | geriet | gerate | ich |
| bist geraten | gerietst | gerätst | du |
| ist geraten | geriet | gerät | er/sie/es |
| sind geraten | gerieten | geraten | wir |
| seid geraten | gerietet | geratet | ihr |
| sind geraten | gerieten | geraten | sie/Sie |
معانی
1. خوب یا بد از آب درآمدن، موفقیتآمیز بودنِ نتیجهی کاریبیشتر▾
2. به شکلی خاص رشد کردن، پرورش یافتن (دربارهی فرزندان و مانند آن)بیشتر▾
3. بارور شدن، خوب رشد کردن (دربارهی محصولات کشاورزی)بیشتر▾
4. (با nach) از نظر ظاهر یا خلقوخو به یکی از والدین/بستگان رفتن، شبیه او بودنgeratennach+dat.بیشتر▾
5. ناخواسته و اتفاقی به جایی رسیدن، وارد مکانی شدنبیشتر▾
6. (مجازی) بهطور ناخواسته دچار وضعیت یا موقعیت نامطلوبی شدنبیشتر▾
7. دچار حالت روحی یا عاطفی خاصی شدنبیشتر▾
8. بهطور تدریجی و با شدتی کمتر، بیانگر آغاز حالتی نامطلوببیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
