اسمNomen
Geschenk
das/[gəˈʃɛŋk]
جمع: Geschenke
ملکی: Geschenk(e)s
معانی
1. هدیه؛ چیزی که اغلب در بستهبندی زیبا و معمولاً بدون چشمداشت به کسی داده میشودبیشتر▾
• Ich überrasche sie mit einem kleinen Geschenk.من او را با یک هدیهی کوچک غافلگیر میکنم.
2. هدیه؛ واگذاری داوطلبانه و بیچشمداشت مالکیت چیزی یا حقی به دیگریبیشتر▾
• Das schönste Geschenk, das ich je bekam, war eine Modelleisenbahn.زیباترین هدیهای که تا به حال گرفتم یک قطار مدل بود.
3. (مجازی، ادبی) نعمت؛ چیزی غیرمادی که شادی و سپاس برمیانگیزدبیشتر▾
• Ich kann mir kein besseres Geschenk wünschen als Frieden und Liebe.من هدیهای بهتر از صلح و عشق نمیتوانم آرزو کنم.
4. (حقوق، کیفری) هدیهای با انتظار پنهان از پاداش؛ رشوهی پنهانبیشتر▾
• Er wollte den Beamten mit einem Geschenk bestechen.او میخواست کارمند را با هدیهای رشوه بدهد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
