اسمNomen

Geschenk

das/[gəˈʃɛŋk]
جمع: Geschenke
ملکی: Geschenk(e)s

معانی

• Ich überrasche sie mit einem kleinen Geschenk.من او را با یک هدیه‌ی کوچک غافلگیر می‌کنم.
• Das schönste Geschenk, das ich je bekam, war eine Modelleisenbahn.زیباترین هدیه‌ای که تا به حال گرفتم یک قطار مدل بود.
• Ich kann mir kein besseres Geschenk wünschen als Frieden und Liebe.من هدیه‌ای بهتر از صلح و عشق نمی‌توانم آرزو کنم.
• Er wollte den Beamten mit einem Geschenk bestechen.او می‌خواست کارمند را با هدیه‌ای رشوه بدهد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی