صفتAdjektiv
geschlossen
[gəˈʃlɔsn̩]
| geschlossen | geschlossener | am geschlossensten |
معانی
1. بسته (در برابرِ باز؛ بدونِ شکاف و منفذ؛ در آواشناسی: مصوتِ بسته)بیشتر▾
• In dieser Straße gibt es eine geschlossene Bebauung.در این خیابان ساختمانها بدونِ فاصله و پیوسته ساخته شدهاند.
2. یکپارچه، یکصدا (همگی با هم، بهاتفاق)بیشتر▾
• Sie stimmten geschlossen gegen den Antrag.آنان یکپارچه به این طرح رأیِ منفی دادند.
3. (استعاری) یکپارچه، منسجم (کامل و در خود سامانیافته)بیشتر▾
• Sie ist eine in sich geschlossene Persönlichkeit.او شخصیتی منسجم و یکپارچه دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
