صفتAdjektiv

geschlossen

[gəˈʃlɔsn̩]
geschlossengeschlosseneram geschlossensten

معانی

• In dieser Straße gibt es eine geschlossene Bebauung.در این خیابان ساختمان‌ها بدونِ فاصله و پیوسته ساخته شده‌اند.
• Sie stimmten geschlossen gegen den Antrag.آنان یک‌پارچه به این طرح رأیِ منفی دادند.
• Sie ist eine in sich geschlossene Persönlichkeit.او شخصیتی منسجم و یکپارچه دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی