اسمNomen
Glas
das/[glaːs]
معانی
1. لیوان؛ ظرفی از شیشه (معمولاً برای نوشیدن)؛ گاهی بهعنوان واحد مقدارdas Glasبیشتر▾
جمع: Gläser / Glas (bei Mengenangabe)ملکی: Glases
• Er trank zwei Glas Wasser.او دو لیوان آب نوشید.
2. شیشه؛ مادهای شفاف و شکننده که از مخلوط ذوبشدهی سیلیس و اکسیدهای فلزی ساخته میشود؛ فقط مفردdas Glasبیشتر▾
جمع: Gläser / Glas (bei Mengenangabe)ملکی: Glases
• Die Wand besteht aus Glas.دیوار از شیشه ساخته شده است.
3. وسیلهی نوری، بهویژه عینک؛ (Fernglas) دوربین دوچشمیdas Glasبیشتر▾
جمع: Gläser / Glas (bei Mengenangabe)ملکی: Glases
• Er muss bereits Gläser tragen.او از همین حالا باید عینک بزند.
4. (زبان ملوانان) نیم ساعت؛ واحد زمان در کشیکهای کشتیdas Glasبیشتر▾
جمع: Glasenملکی: Glases
• Jede Seewache wird in acht Glasen geteilt.هر کشیک دریایی به هشت «گلاس» (چهار ساعت) تقسیم میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
