اسمNomen

Glas

das/[glaːs]

معانی

جمع: Gläser / Glas (bei Mengenangabe)ملکی: Glases
• Er trank zwei Glas Wasser.او دو لیوان آب نوشید.
جمع: Gläser / Glas (bei Mengenangabe)ملکی: Glases
• Die Wand besteht aus Glas.دیوار از شیشه ساخته شده است.
جمع: Gläser / Glas (bei Mengenangabe)ملکی: Glases
• Er muss bereits Gläser tragen.او از همین حالا باید عینک بزند.
جمع: Glasenملکی: Glases
• Jede Seewache wird in acht Glasen geteilt.هر کشیک دریایی به هشت «گلاس» (چهار ساعت) تقسیم می‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی