اسمNomen
Gleis
das/[glaɪ̯s]
جمع: Gleise
ملکی: Gleises
معانی
1. ریل، خطِ آهن (مسیر وسایل نقلیهٔ ریلی از دو ریلِ فلزیِ موازی)بیشتر▾
• Ein Güterzug entgleiste bei Bremen; das Gleis wurde gesperrt.یک قطار باری نزدیک برمن از ریل خارج شد و خط بسته شد.
2. خط، سکو (مسیر ایستگاه که قطار مسافری در کنار سکو آنجا میایستد)بیشتر▾
• Der Zug nach Hamburg fährt von Gleis 6 ab.قطار هامبورگ از خطِ ۶ حرکت میکند.
3. (کنایی) روال و عادتِ جاافتادهبیشتر▾
• Viele tun sich schwer, ausgetretene Gleise zu verlassen.بسیاری برای ترکِ روالهای جاافتاده دشواری دارند.
4. (کنایی) مسیر و جهتِ در پیشگرفتهشدهبیشتر▾
• Er ist auf dem falschen Gleis.او در مسیر اشتباه است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
