اسمNomen

Gleis

das/[glaɪ̯s]
جمع: Gleise
ملکی: Gleises

معانی

• Ein Güterzug entgleiste bei Bremen; das Gleis wurde gesperrt.یک قطار باری نزدیک برمن از ریل خارج شد و خط بسته شد.
• Der Zug nach Hamburg fährt von Gleis 6 ab.قطار هامبورگ از خطِ ۶ حرکت می‌کند.
• Viele tun sich schwer, ausgetretene Gleise zu verlassen.بسیاری برای ترکِ روال‌های جاافتاده دشواری دارند.
• Er ist auf dem falschen Gleis.او در مسیر اشتباه است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی