صفتAdjektiv
global
| global | globaler | am globalsten |
معانی
1. جهانی، سراسری؛ دربرگیرندهیِ کلِ کرهیِ زمین یا همهیِ کشورهابیشتر▾
• Der Klimawandel ist ein globales Problem.تغییرِ اقلیم یک مشکلِ جهانی است.
2. کلی، عمومی؛ بدونِ جزئیات یا تفکیکبیشتر▾
• Man kann diese Frage nicht global beantworten.نمیتوان به این پرسش بهطورِ کلی پاسخ داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
