Größe
معانی
1. اندازه؛ گسترهی قابلاندازهگیری یک سطح یا جسم (بیشتر مفرد)بیشتر▾
2. بزرگی؛ بزرگبودن، وسعت زیاد (بیشتر مفرد)بیشتر▾
3. سایز؛ معیار استاندارد در صنعت پوشاک که به بدن یا بخشی از آن مربوط استبیشتر▾
4. (ریاضی، فیزیک) کمیت؛ مفهومی که با عدد قابل بیان و قابلتقسیم استبیشتر▾
5. بزرگی اخلاقی؛ ارزش اخلاقی والا (بیشتر مفرد)بیشتر▾
6. اهمیت زیاد؛ شکوه (بیشتر مفرد)بیشتر▾
7. شخصیت برجسته و مشهوربیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
