اسمNomen

Größe

die
جمع: Größen
ملکی: Größe

معانی

• Je nach Größe des Tieres 10 bis 15 Minuten kochen lassen.بسته به اندازه‌ی حیوان ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بپزید.
• Die Größe seiner Hände fiel auf.بزرگی دستانش جلب‌توجه می‌کرد.
• In dieser Größe ist das Kleid nicht vorrätig.این لباس در این سایز موجود نیست.
• Information ist als wirksame Größe stets nur im Hinblick auf einen Empfänger relevant.اطلاعات به‌عنوان کمیتی مؤثر همواره تنها نسبت به گیرنده اهمیت دارد.
• Man hätte ihm eine solche Größe nicht zugetraut.چنین بزرگواری‌ای را از او انتظار نداشتند.
• Er sprach von der Größe unserer Zeit.او از شکوه روزگار ما سخن گفت.
• Er ist eine Größe auf seinem Gebiet.او در رشته‌ی خود شخصیتی برجسته است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی