اسمNomen
Grundschule
die/[ˈgʀʊntʃuːlə]
جمع: Grundschulen
ملکی: Grundschule
معانی
1. دبستان؛ نخستین مرحلهیِ نظامِ آموزشِ عمومی در آلمان و تیرولِ جنوبی که پس از آن دانشآموزان به مدرسهیِ ادامهدهنده میروندبیشتر▾
• In den Fünfzigerjahren stellte die Schulart Hauptschule die allermeisten Schüler, nur rund zehn Prozent eines Jahrgangs wechselten nach der Grundschule aufs Gymnasium.در دههیِ پنجاه بیشترِ دانشآموزان در هاوپتشوله بودند و تنها حدودِ ده درصدِ هر دوره پس از دبستان به گیمنازیوم میرفت.
2. ساختمان و محوطهیِ دبستانبیشتر▾
• Die Grundschule soll kernsaniert und eine Turnhalle angebaut werden.قرار است دبستان بهطورِ کامل بازسازی شود و سالنِ ورزشی به آن افزوده گردد.
3. (ورزش) مهارتهایِ بنیادین و فنیِ یک رشتهیِ ورزشیبیشتر▾
• Fast alle guten Boxer haben mit der technischen Grundschule angefangen.تقریباً همهیِ بوکسورهایِ خوب با آموزشِ فنیِ پایه آغاز کردهاند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
