اسمNomen

Haar

das/[haːɐ̯]
جمع: Haare
ملکی: des Haar(e)s

معانی

• Er betrachtet ein Haar unter dem Mikroskop.او یک تارِ مو را زیرِ میکروسکوپ بررسی می‌کند.
• Sein Leben hing an einem Haar.جانش به مویی بند بود.
• Die Zwillinge gleichen sich aufs Haar.دوقلوها دقیقاً شبیهِ هم‌اند.
• Sie trägt ihr Haar lang.او موهایش را بلند نگه می‌دارد.
• Das Haar von Kamelen kann mit Hitze und Feuchtigkeit besonders gut umgehen.پشمِ شتر به‌ویژه خوب با گرما و رطوبت کنار می‌آید.
• Die Blätter sind von feinen Haaren bedeckt.برگ‌ها با کرک‌هایِ ظریف پوشیده شده‌اند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی