اسمNomen
Hähnchen
das/[ˈhɛːnçən]
جمع: Hähnchen
ملکی: Hähnchens
معانی
1. مرغ؛ مرغ کامل یا گوشت مرغ بهعنوان غذا (بیشتر در آلمان)بیشتر▾
• Heute gibt es Currylinsen mit Hähnchen oder Nudeln.امروز عدس کاری با مرغ یا ماکارونی داریم.
2. مرغ کبابی؛ مرغ بریان (هممعنی Brathähnchen؛ در جنوب غربی آلمان)بیشتر▾
• Pommes, Pizza oder Hähnchen essen etliche Leute gern mit den Fingern.بسیاری از مردم سیبزمینی، پیتزا یا مرغ کبابی را دوست دارند با دست بخورند.
3. مرغ پرواری؛ مرغی که برای مصرف پرورش داده میشود؛ بیشتر جمعبیشتر▾
• Die Hähnchen sollen 35 Tage gemästet und dann geschlachtet werden.مرغها باید ۳۵ روز پروار و سپس ذبح شوند.
4. خروس جوان؛ جوجهی نر؛ مرغ نر کوچکبیشتر▾
• Zwei der Hühnchen waren eigentlich Hähnchen.دو تا از جوجهها در واقع جوجهی نر بودند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
