اسمNomen

Hand

die/[hant]
جمع: Hände
ملکی: der Hand

معانی

• Sie reichte ihm die linke Hand.او دستِ چپش را به او داد.
• Das Werk stammt von seiner Hand.این اثر از دستِ خودِ او است.
• Viele Hände machen bald ein Ende.دست‌هایِ بسیار زود کار را تمام می‌کنند.
• Alle Hände an Deck!همه‌یِ ملوانان روی عرشه!
• Der Brief ist in einer sauberen, schönen Hand geschrieben.نامه با خطی خوانا و زیبا نوشته شده است.
• Die Tür steht kaum eine Hand breit offen.در به‌زحمت به‌اندازه‌یِ یک کفِ دست باز است.
• Hand ist Hand – es gibt Elfmeter.خطایِ دست خطای دست است؛ پنالتی می‌شود.
• Er hatte eine gute Hand und gewann die Runde.او ورق‌هایِ خوبی داشت و دور را برد.
• Mit einer schnellen Hand traf er seinen Gegner am Kinn.او با یک مشتِ سریع به چانه‌یِ حریفش زد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی