قید مکانLokaladverb
hier
معانی
1. اینجا (جای گوینده؛ مقابلِ dort)بیشتر▾
• Hier bleibe ich sitzen.من همینجا مینشینم.
2. اینجا و آنجا، جابهجا (hier und da)بیشتر▾
• Hier und da fanden sich schon einzelne Frühlingsblumen.اینجا و آنجا گلهای بهاری دیده میشد.
3. (کنایی) در این مورد، اینجا (در این مسئله)بیشتر▾
• Hier gibt es nichts zu lachen.اینجا جای خنده نیست.
4. (زمانی) در این لحظه یا نقطه (در موقعیت یا متن)بیشتر▾
• Hier beginnt ein neuer Abschnitt.از اینجا فصل تازهای آغاز میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
