در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

hinten

معانی

• Wir warten hinten im Garten.ما پشت باغ منتظریم.
• Hinten und vorn braucht das Haus einen neuen Anstrich.خانه از پشت و از جلو نیاز به رنگ تازه دارد.
• Schön ist es, wenn man Geld hinten hat.خوب است که آدم پول پس‌انداز داشته باشد.
• Wenn man hinten nicht mehr hoch kann, wird man fromm.وقتی آدم دیگر نمی‌تواند، مؤمن می‌شود.
• Sie hat ihren Verlobten hinten und vorn betrogen.او نامزدش را به همه‌ی شکل‌ها فریب داد.
• Das Geld reicht weder hinten noch vorn.پول به‌هیچ‌وجه کفاف نمی‌دهد.
• Er wusste nicht mehr, wo hinten und vorn ist.او دیگر نمی‌دانست چه به چه است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی