اسمNomen

Hochzeit

die/[ˈhɔχʦaɪ̯t]

معانی

جمع: Hochzeitenملکی: der Hochzeit
• Die Eltern richteten die Hochzeit im Garten aus.والدین عروسی را در باغ برگزار کردند.
جمع: Hochzeitenملکی: der Hochzeit
• Die Hochzeit der deutschen Klassik lag um 1800.اوجِ کلاسیسمِ آلمانی حدودِ سالِ ۱۸۰۰ بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی