اسمNomen

Kasse

die/[ˈkasə]
جمع: Kassen
ملکی: Kasse

معانی

• Vor der Kasse bildet sich schnell eine Schlange zufriedener Kundinnen.جلوی صندوق سریع صفی از مشتری‌های راضی تشکیل می‌شود.
• Karten gibt es an der Kasse.بلیت در باجه پیدا می‌شود.
• Die Diebe haben die Kasse ausgeraubt.دزدها صندوق پول را غارت کردند.
• Die Städte klagen über leere Kassen.شهرها از خالی‌بودن خزانه شکایت دارند.
• Wer die Kasse wechselt, tut das meist wegen niedrigerer Beiträge.هر که بیمه‌ی درمانی‌اش را عوض می‌کند، بیشتر به‌دلیل حق‌بیمه‌ی پایین‌تر چنین می‌کند.
• Der Arbeitnehmer muss mindestens 40 Jahre in die Kasse einbezahlt haben.کارمند باید دست‌کم ۴۰ سال به صندوق پرداخت کرده باشد.
• Diese Kasse zahlt unter anderem Betriebsrenten.این صندوق از جمله حقوق بازنشستگی شرکتی می‌پردازد.
• Er brachte das Geld auf die Kasse.او پول را به بانک پس‌انداز برد.
• Die Kasse bietet zwei neue Produkte an.این مؤسسه دو محصول تازه عرضه می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی