اسمNomen
Kind
das/[kɪnt]
جمع: Kinder
ملکی: des Kindes
معانی
1. کودک، انسان در مرحلهیِ زندگی از تولد تا بلوغبیشتر▾
• Das Kind geht in den Kindergarten.کودک به مهدکودک میرود.
2. فرزند، نسلِ مستقیمِ زیستیِ کسی؛ کسی که تحتِ سرپرستیِ والدین است (بدونِ توجه به سن)بیشتر▾
• Sie hat zwei erwachsene Kinder.او دو فرزندِ بزرگسال دارد.
3. (محاوره، صمیمی یا شوخی) خطاب به جمعی از افرادبیشتر▾
• Kinder, hört mal zu!بچهها، گوش کنید!
4. (نظریهیِ گراف) گرهِ فرعی در ساختارِ درختیبیشتر▾
• In einem Binärbaum hat jeder Knoten maximal zwei Kinder.در یک درختِ دودویی هر گره حداکثر دو فرزند دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
