اسمNomen

Koffer

der/[ˈkɔfɐ]
جمع: Koffer
ملکی: Koffers

معانی

• Würden Geld und Zeit keine Rolle spielen, würde ich einen Koffer packen und zum Flughafen fahren.اگر پول و وقت مهم نبود، چمدانی می‌بستم و به فرودگاه می‌رفتم.
• Der Weg erhält einen Koffer aus grobem Kies und eine Mergelschicht.مسیر یک زیرسازی از شن درشت و یک لایه‌ی مارن می‌گیرد.
• Die syrische Artillerie schoss schwere Koffer.توپخانه‌ی سوریه گلوله‌های سنگین شلیک می‌کرد.
• Wer eine Spritze leiht, muss ein Päckchen Tabak, im Knastjargon Koffer, bezahlen.هر که سرنگ قرض بگیرد باید یک بسته تنباکو، که در زبان زندان «چمدان» نامیده می‌شود، بپردازد.
• Mein Vater war ein echter Koffer, riesengroß und monumental.پدرم یک غول واقعی بود، بسیار بزرگ و تنومند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی