اسمNomen
Land
das
جمع: Länder
ملکی: Landes
معانی
1. کشور؛ سرزمینِ دارایِ حاکمیتِ سیاسی و مرزهایِ مشخصبیشتر▾
• Deutschland ist ein Land in Europa.آلمان کشوری در اروپاست.
2. ایالت (واحدِ سیاسیِ درونِ یک کشورِ فدرال)بیشتر▾
• Bayern ist das größte Land Deutschlands.بایرن بزرگترین ایالتِ آلمان است.
3. خشکی؛ بخشی از سطحِ زمین که با آب پوشیده نشدهبیشتر▾
• Nach der langen Seefahrt sahen sie endlich Land.پس از سفرِ دریاییِ طولانی، سرانجام خشکی را دیدند.
4. روستا، حومه؛ منطقهیِ غیرشهری در برابرِ شهربیشتر▾
• Sie verbringt die Sommerferien immer auf dem Land.او همیشه تعطیلاتِ تابستانی را در روستا میگذراند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
