اسمNomen
Lösung
die
جمع: Lösungen
ملکی: Lösung
معانی
1. حل؛ غلبه بر دشواری یا یافتنِ نتیجهبیشتر▾
• über eine Lösung des Problems nachdenkenدربارهٔ حلِ مسئله اندیشیدن
2. پاسخ؛ نتیجهای که با اندیشیدن به دست میآید، بهویژه پاسخِ مسئلهیِ ریاضی یا معمابیشتر▾
• eine gute, überraschende, befriedigende, richtige, falsche Lösung vorlegenراهحلی خوب، شگفتانگیز، رضایتبخش، درست یا نادرست ارائه دادن
3. فسخ؛ برچیدن؛ لغوبیشتر▾
• die Lösung einer Ehe, Verlobung, eines Arbeitsverhältnissesفسخِ ازدواج، نامزدی یا قراردادِ کار
4. (شیمی/فیزیک) محلول؛ مایعی که مادهیِ دیگری در آن حل شده استبیشتر▾
• eine gesättigte, wässrige, ölige, echte, dreiprozentige Lösungمحلولی اشباع، آبی، روغنی، حقیقی یا سهدرصدی
5. (شیمی/فیزیک) حلشدن؛ فرایندِ در هم آمیختنبیشتر▾
• die Lösung eines Feststoffes in Wasser beobachtenحلشدنِ یک جامد در آب را مشاهده کردن
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
