اسمNomen

Mensch

der / das/[mɛnʃ]

معانی

جمع: Menschenملکی: des Menschen
• Ich möchte mit dir von Mensch zu Mensch sprechen.می‌خواهم با تو صمیمانه و از انسان به انسان صحبت کنم.
جمع: Menschenملکی: des Menschen
• Ich bin ein Mensch, ich kann mich irren.من انسانم و ممکن است اشتباه کنم.
جمع: Menschenملکی: des Menschen
• Vor 125.000 Jahren lebten alle Menschen auf der Welt als Jäger und Sammler.۱۲۵ هزار سال پیش همه‌یِ انسان‌هایِ جهان شکارچی و گردآورنده بودند.
جمع: Menschenملکی: des Menschen
• Sie ist ein kluger, gebildeter Mensch.او آدمی باهوش و تحصیل‌کرده است.
جمع: Menschenملکی: des Menschen
• Mensch, pass doch auf!هی، مراقب باش دیگر!
جمع: Menscherملکی: des Mensch(e)s
• Er nannte sie ein liederliches Mensch.او آن زن را «زنی هرزه» (Mensch) نامید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی