اسمNomen

Milch

die/[mɪlç]
جمع: Milche(n)
ملکی: Milch

معانی

• Milch macht die Knochen stark.شیر استخوان‌ها را محکم می‌کند.
• Die Milch aus der Brust ist die beste Nahrung, die ein Baby bekommen kann.شیر مادر بهترین غذایی است که یک نوزاد می‌تواند بگیرد.
• Pflanzliche Milch wird aus Sojabohnen, Hafer, Reis oder Nüssen hergestellt.شیر گیاهی از سویا، جو دوسر، برنج یا آجیل ساخته می‌شود.
• Nur eine Milch und eine Creme schnitten bei dem Test mangelhaft ab.فقط یک لوسیون و یک کرم در آزمون نمره‌ی ضعیف گرفتند.
• Die Milch des Löwenzahns ähnelt der Milch des Kautschukbaumes.شیره‌ی گل قاصدک شبیه شیره‌ی درخت کائوچوست.
• Die Milch ist der Samen des Fisches.«شیر» همان منی ماهی است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی