اسمNomen

Mund

der / die/[mʊnt]

معانی

جمع: Münderملکی: des Mund(e)s
• Sie öffnete den Mund zum Essen.او دهانش را برایِ غذا خوردن باز کرد.
جمع: Münderملکی: des Mund(e)s
• Hier sprach ein berufener Mund.اینجا فردی صاحب‌صلاحیت سخن گفت.
جمع: Münderملکی: des Mund(e)s
• Am Mund des Schachtes stand eine Wache.کنارِ دهانه‌یِ چاهِ معدن نگهبانی ایستاده بود.
ملکی: der Munt
• Er begab sich in die Munt des Grundherrn.او خود را در حمایتِ ملاک قرار داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی