اسمNomen
Mund
der / die/[mʊnt]
معانی
1. دهان (دریچهایِ در نیمهیِ پایینیِ صورتِ انسان که از لبها و حفرهیِ دهان ساخته میشود)der Mundبیشتر▾
جمع: Münderملکی: des Mund(e)s
• Sie öffnete den Mund zum Essen.او دهانش را برایِ غذا خوردن باز کرد.
2. (مجازی) خودِ شخص (که سخن میگوید)der Mundبیشتر▾
جمع: Münderملکی: des Mund(e)s
• Hier sprach ein berufener Mund.اینجا فردی صاحبصلاحیت سخن گفت.
3. (ادبی) دهانه، گشودگیder Mundبیشتر▾
جمع: Münderملکی: des Mund(e)s
• Am Mund des Schachtes stand eine Wache.کنارِ دهانهیِ چاهِ معدن نگهبانی ایستاده بود.
4. (تاریخی) قدرت و حمایتِ سرور بر اعضایِ یک جامعه (Munt)die Mundبیشتر▾
ملکی: der Munt
• Er begab sich in die Munt des Grundherrn.او خود را در حمایتِ ملاک قرار داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
