1حرف‌اضافهPräposition

nach

[naːx]

معانی

• Wir fahren nach Berlin.ما به برلین می‌رویم.
• Sie telefoniert nach der Polizei.او با پلیس تماس می‌گیرد (پلیس را خبر می‌کند).
• Nach Berlin ist Hamburg die größte Stadt.پس از برلین، هامبورگ بزرگ‌ترین شهر است.
• Es ist zehn Minuten nach zwölf.ده دقیقه از ساعت دوازده گذشته است.
• Einer nach dem anderen verließ den Saal.یکی پس از دیگری تالار را ترک کرد.
• Nach meiner Meinung ist das falsch.به نظر من این نادرست است.
• Es riecht nach Veilchen.بوی بنفشه می‌دهد.
• Die Witwe nach dem Herrn Hentjen kam zur Feier.بیوهٔ آقای هنتیین به مراسم آمد.
2
قید مکانLokaladverb
[naːx]

معانی

• Mir nach!دنبالم بیایید!
• Ich muss ihm schnell nach.من باید سریع دنبالش بروم.
• Nach und nach verstand er alles.کم‌کم همه‌چیز را فهمید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی