اسمNomen

Nase

die/[ˈnaːzə]
جمع: Nasen
ملکی: der Nase

معانی

• Sie putzt sich die Nase.او بینی‌اش را پاک می‌کند.
• Er hat eine Nase für das Neue, fürs Geschäft.او برایِ چیزهایِ نو و کسب‌وکار شمّ و فراست دارد.
• Die Nase der Parfümerie komponiert neue Düfte.عطرسازِ آن شرکت رایحه‌هایِ تازه می‌آفریند.
• Die Nase des Flugzeugs zeigte steil nach oben.دماغه‌یِ هواپیما به‌تندی رو به بالا بود.
• Für die Verspätung bekam er vom Chef eine Nase.برایِ تأخیر از رئیس توبیخ شنید.
• Die Nase ist ein Fisch aus der Familie der Karpfenfische.ماهیِ «نازه» (Nase) از خانواده‌یِ کپورماهیان است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی