اسمNomen

Netzwerk

das/[ˈnɛʦvɛʁk]
جمع: Netzwerke
ملکی: Netzwerk(e)s

معانی

• Er hat sich ein großes Netzwerk aufgebaut.او شبکه‌ی بزرگی از ارتباطات برای خود ساخته است.
• Viele Jugendliche nutzen ein soziales Netzwerk.بسیاری از جوانان از یک شبکه‌ی اجتماعی استفاده می‌کنند.
• Jeder Computer ist an das Netzwerk angeschlossen.هر رایانه به شبکه وصل است.
• Die Haargefäße bilden ein dichtes Netzwerk.رگ‌های مویی شبکه‌ای متراکم می‌سازند.
• Die Fischer ließen ihr Netzwerk im Schuppen überwintern.ماهیگیران تور خود را در انبار برای زمستان نگه داشتند.
• Ein künstliches neuronales Netzwerk besteht aus vielen verbundenen künstlichen Neuronen.یک شبکه‌ی عصبی مصنوعی از بسیاری نورون‌های مصنوعی متصل تشکیل شده است.
• Hersteller bieten elektrische Netzwerke für Haushaltsapparate an.سازندگان شبکه‌های الکتریکی برای لوازم خانگی ارائه می‌دهند.
• Der Plan muss wie im Netzwerk vorgesehen erfüllt werden.طرح باید همان‌طور که در نمودار شبکه‌ای آمده انجام شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی