اسمNomen
Norden
der/[ˈnɔʁdn̩]
ملکی: Nordens
معانی
1. یکی از چهار جهت اصلی؛ جهتی که به قطب شمال اشاره میکند؛ شمال (معمولاً بدون حرف تعریف)بیشتر▾
• Kommt der Wind aus Norden, hat auch das Windrad seinen Kopf nach Norden ausgerichtet.وقتی باد از شمال میوزد، آسیاب بادی نیز سرش را به سمت شمال میچرخاند.
2. منطقهای در شمال یک قاره، کشور، ناحیه یا شهر؛ شمالبیشتر▾
• Wir wohnten im Norden der Stadt.ما در شمال شهر زندگی میکردیم.
3. (سیاسی) کشورهای شمالی جهان؛ شمال جهانیبیشتر▾
• Der globale Süden bekommt die Folgen der Klimakrise zuerst zu spüren, die im Norden verursacht wird.جنوب جهانی پیامدهای بحران اقلیمی را که در شمال پدید میآید نخست احساس میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




