صفتAdjektiv
normal
| normal | normaler | am normalsten |
معانی
1. معمولی، عادیبیشتر▾
• Das ist ganz normal.این کاملاً عادی است.
2. مطابق با قاعده (استاندارد یا طبیعی؛ از نظر روانی سالم)بیشتر▾
• Die Körpertemperatur ist fast normal.دمای بدن تقریباً طبیعی است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
