اسمNomen
Ohr
das/[oːɐ̯]
جمع: Ohren
ملکی: des Ohr(e)s
معانی
1. گوش (اندامِ جفتِ شنوایی و تعادل در انسان و مهرهداران)بیشتر▾
• Sie hat gute Ohren.او گوشهایِ خوبی دارد (خوب میشنود).
2. لالهیِ گوش (بخشِ بیرونیِ گوش)بیشتر▾
• Seine Ohren brannten vor Kälte.گوشهایش از سرما میسوخت.
3. (مجازی) توجه و حسِ شنیدن، گوشِ شنوابیشتر▾
• Er hat für meine Sorgen kein Ohr.او برایِ نگرانیهایِ من گوشِ شنوا ندارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
