اسمNomen
Öl
das/[øːl]
جمع: Öle
ملکی: Öl(e)s
معانی
1. روغن خوراکی (Speiseöl)بیشتر▾
• Sie brät den Fisch in Öl.او ماهی را در روغن سرخ میکند.
2. روغن؛ مایع چرب و سوختنی که از گیاهان، جانوران یا پوستهی زمین به دست میآید و سبکتر از آب است و در آن حل نمیشودبیشتر▾
• Die halbe Welt schachert um die Pipelines für das Öl vom Kaspischen Meer.نیمی از جهان بر سر خطلولههای نفت دریای خزر چانه میزند.
3. نفت گرمایشی؛ سوخت (Heizöl)بیشتر▾
• Wir heizen mit Öl.ما با نفت گرمایشی گرم میکنیم.
4. روغن ماشین (Maschinenöl)بیشتر▾
• Schon nach der ersten halben Stunde lassen Sie das erste Öl ab.همان پس از نیمساعت اول، روغن اول را تخلیه کنید.
5. روغن آفتاب (Sonnenöl)بیشتر▾
• Er reibt den ganzen Körper mit Öl ein.او تمام بدن را با روغن آفتاب چرب میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
