Olive
معانی
1. زیتون؛ میوهی تلخ درخت زیتون که رسیده سیاه است و همچنین سبز چیده و ترشی میشود، ولی بیشتر برای گرفتن روغن فشرده میشودdie Oliveبیشتر▾
2. درخت زیتون (هممعنی Olivenbaum)die Oliveبیشتر▾
3. (کنایی) روغن زیتون؛ روغنی که از زیتون گرفته میشود؛ فقط مفردdie Oliveبیشتر▾
4. (کنایی) چوب زیتون؛ فقط مفردdie Oliveبیشتر▾
5. (اصطلاح تخصصی) دستگیرهی چرخان پنجرهdie Oliveبیشتر▾
6. (اصطلاح تخصصی) سرگوشی؛ انتهای ضخیمشدهی گوشی پزشکی یا هدفون که در گوش گذاشته میشودdie Oliveبیشتر▾
7. (آناتومی) زیتونه؛ یکی از دو ناحیه (Nuclei olivares) در ساقهی مغز که در تشخیص جهت صدا و هماهنگی حرکات نقش داردdie Oliveبیشتر▾
8. (اصطلاح تخصصی) لولهی کوتاه و میانضخیم با سرِ لولهای که میان یک ظرف و یک شیلنگ قرار میگیردdie Oliveبیشتر▾
9. رنگ زیتونی؛ فام سبز مایل به قهوهای؛ فقط مفرد (هممعنی Oliv)das Oliveبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
