قید حالتModaladverb

online

[ˈɔnlaɪ̯n]

معانی

• Ich kaufe viele Sachen online.من چیزهای زیادی را آنلاین می‌خرم.
• Bist du gerade online?الان آنلاینی؟
• Sie stellte das Video online.او ویدیو را آنلاین کرد (در اینترنت گذاشت).

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی