قید حالتModaladverb
online
[ˈɔnlaɪ̯n]
معانی
1. آنلاین؛ در اینترنت یا از راه اینترنتبیشتر▾
• Ich kaufe viele Sachen online.من چیزهای زیادی را آنلاین میخرم.
2. آنلاین، متصل؛ با اتصال فعال به اینترنت و از اینرو در دسترس (در برابر offline)بیشتر▾
• Bist du gerade online?الان آنلاینی؟
3. (عبارت) etw. online stellen / schalten: چیزی را در اینترنت در دسترس قرار دادن؛ منتشر شدنبیشتر▾
• Sie stellte das Video online.او ویدیو را آنلاین کرد (در اینترنت گذاشت).
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
