اسمNomen
Pause
die/[ˈpaʊ̯zə]
معانی
1. وقفه؛ توقفِ موقت و کوتاهمدتdie Pauseبیشتر▾
جمع: Pausenملکی: Pause
• eine Pause (beim Sprechen) machen, einschalten(هنگامِ سخن گفتن) مکثی کردن
2. زمانِ استراحت؛ تنفسdie Pauseبیشتر▾
جمع: Pausenملکی: Pause
• das Kabarettprogramm lief ohne Pause durchبرنامهیِ کاباره بدونِ تنفس اجرا شد.
3. (موسیقی) سکوت؛ وقفه میانِ نتها که مدتش به تمپو و متر بستگی داردdie Pauseبیشتر▾
جمع: Pausenملکی: Pause
• Der Dirigent verlängerte die Pause vor dem letzten Takt.رهبرِ ارکستر سکوتِ پیش از میزانِ آخر را طولانیتر کرد.
4. نسخهیِ برداری؛ رونوشتی که با کاغذِ کالک یا از راهِ فنیِ نوری ساخته میشودdie Pauseبیشتر▾
جمع: Pausenملکی: Pause
• sie fertigte Pausen von technischen Zeichnungen anاو از نقشههایِ فنی نسخهیِ کالک تهیه میکرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
