اسمNomen
Polizei
die/[poliˈʦaɪ̯]
جمع: Polizeien
ملکی: Polizei
معانی
1. پلیس (مرجعی که مسئولِ مستقیمِ حفظِ امنیت و نظمِ عمومی است)بیشتر▾
• Die Polizei hat die Aufgabe, Gefahren für die öffentliche Sicherheit und Ordnung abzuwehren.پلیس وظیفه دارد خطرهایی را که امنیت و نظمِ عمومی را تهدید میکنند دفع کند.
2. پلیس (مجموعهی نیروهای یونیفورمپوشِ پلیس)بیشتر▾
• Die Demonstration wird von der Polizei begleitet und abgesichert.تظاهرات زیرِ نظرِ پلیس همراهی و حفاظت میشود.
3. (کهن) نظمِ عمومی، وضعیتِ خوبِ نظمِ اجتماعی و ادارهی سامانیافتهبیشتر▾
• Man lobte die gute Polizei der Stadt.نظمِ شایستهی شهر را میستودند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
