اسمNomen

Praxis

die/[ˈpʀaksɪs]
جمع: Praxen
ملکی: der Praxis

معانی

• In der Praxis zeigt sich, ob eine Theorie richtig ist.در عمل روشن می‌شود که یک نظریه درست است یا نه.
• Ihm fehlt Praxis.او تجربه‌یِ عملی ندارد.
• Die gerichtliche Praxis weicht in diesem Punkt von der Theorie ab.رویه‌یِ قضایی در این مورد با نظریه تفاوت دارد.
• Sie hat letztes Jahr eine eigene Praxis eröffnet.او سالِ گذشته مطبِ شخصیِ خود را گشود.
• Ich habe heute Praxis.من امروز ساعتِ پذیرش (مطب) دارم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی