در حال بارگذاری...

اسمNomen

Rose

die/[ˈʀoːzə]
جمع: Rosen
ملکی: Rose

معانی

• Wir pflanzen Rosen im Garten.ما در باغ رز می‌کاریم.
• Er schenkt ihr eine rote Rose.او یک گل رز قرمز به او هدیه می‌دهد.
• Die Kirche hat eine große Rose.کلیسا پنجره‌ی گرد بزرگی دارد.
• Die Rose des Geweihs ist dick.حلقه‌ی پایین شاخ ضخیم است.
• Die Rose des Auerhahns ist rot.پوست دور چشم خروس جنگلی قرمز است.
• Sie hat eine gefährliche Rose am Fuß.او روی پایش باد سرخ خطرناکی دارد.
• Im Osten spielt man mit Schellen und Rosen.در شرق با زنگ و گل بازی می‌کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی