Saft
معانی
1. آبمیوه؛ مایعی که از میوهها، سبزیها یا گیاهان رسیده گرفته میشودبیشتر▾
2. شیرهی گیاه؛ مایعی که جزئی از گیاهان استبیشتر▾
3. آب گوشت؛ مایعی که هنگام سرخ کردن از گوشت بیرون میآید و برای سس به کار میرودبیشتر▾
4. (عامیانه) برق، جریان الکتریسیتهبیشتر▾
5. (مجازی) نیرو و جان؛ ohne Saft und Kraft: بیجان و ضعیفبیشتر▾
6. (محاورهای، مجازی) jmdn. im eigenen Saft schmoren lassen: کسی را در بلاتکلیفی رها کردنبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
