اسمNomen

Saft

der
جمع: Säfte
ملکی: Saft(e)s

معانی

• Er presst den Saft einer Zitrone aus.او آب یک لیمو را می‌گیرد.
• Im Frühjahr steigen die Säfte in den Bäumen.بهار شیره در درخت‌ها بالا می‌آید.
• Das Fleisch wird im eigenen Saft geschmort.گوشت در آب خودش دم می‌کشد.
• Auf der Leitung ist kein Saft.در خط برق نیست.
• Seine Rede war ohne Saft und Kraft.سخنرانی او جان و نیرو نداشت.
• Er ließ sie im eigenen Saft schmoren.او آن‌ها را در بلاتکلیفی رها کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی