Salat
معانی
1. کاهو؛ برگهای گیاه کاهو که معمولاً با سس تند آماده و خام خورده میشودder Salatبیشتر▾
2. سالاد؛ غذا یا کنار غذایی معمولاً سرد که از سبزی، میوه، پنیر، گوشت یا ماهی خردشده و چاشنیدار تهیه میشودder Salatبیشتر▾
3. (محاورهای، شوخی) wie ein Storch im Salat: سفت و ناشیانهder Salatبیشتر▾
4. (عامیانه، مجازی) دردسر، آشفتگی، بینظمی؛ فقط مفردder Salatبیشتر▾
5. (ندا، ابراز ناراحتی) da haben wir den Salat!: ببین چه دردسری درست شد!der Salatبیشتر▾
6. (دین اسلام) نماز؛ نماز آیینی که پنج بار در روز واجب است و یکی از پنج رکن اسلام است؛ فقط مفرد (شکل دیگر: Salah)die Salatبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
