اسمNomen

Schinken

der/[ˈʃɪŋkn̩]
جمع: Schinken
ملکی: Schinkens

معانی

• Zum Frühstück esse ich Rührei mit Schinken.برای صبحانه املت با ژامبون می‌خورم.
• Da setze ich mich schnell und überlege, wie ich dazu komme, mit diesen alten Schinken zu leben.من زود می‌نشینم و فکر می‌کنم که چطور شد که با این کتاب‌های قطور کهنه زندگی می‌کنم.
• An der Wand hängen einige altmodische Schinken.چند تابلوی بزرگ قدیمی به دیوار آویزان است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی