اسمNomen

See

der / die/[zeː]

معانی

جمع: Seenملکی: Sees
• Still und verträumt lag ein klarer See zwischen den Hügeln.دریاچه‌ای زلال آرام و رؤیایی میان تپه‌ها قرار داشت.
جمع: Seenملکی: See
• Sie waren ein halbes Jahr auf See.آنان نیم سال در دریا بودند.
جمع: Seenملکی: See
• Schwere Seen schlugen über das Schiff.موج‌های سهمگین بر کشتی کوبیدند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی