قید حالتModaladverb

so

[zoː]

معانی

• So! Nun können wir gehen.خب! حالا می‌توانیم برویم.
• Er spricht so, dass ihn jeder versteht.او طوری حرف می‌زند که همه او را می‌فهمند.
• Er sagte es so entschieden, dass keiner zu widersprechen wagte.او آن را آن‌قدر قاطعانه گفت که کسی جرئت مخالفت نکرد.
• So etwas sagt man nicht.چنین چیزی را نمی‌گویند.
• Ich gehe so.من همین‌طور (بدون چتر) می‌روم.
• So Anfang Oktober komme ich.حدود اوایل اکتبر می‌آیم.
• Das war so ganz nach meinem Geschmack.این دقیقاً مطابق سلیقهٔ من بود.
• N war erkrankt. So musste die Premiere verschoben werden.ان بیمار شده بود. پس اجرای نخست باید به تعویق می‌افتاد.
• So willst du nicht länger bleiben?پس می‌خواهی بیش از این نمانی؟
• Wenn du morgen Zeit hast, so können wir ins Theater gehen.اگر فردا وقت داشتی، آن‌گاه می‌توانیم به تئاتر برویم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی