در حال بارگذاری...

اسمNomen

Sonne

die/[ˈzɔnə]
جمع: Sonnen
ملکی: Sonne

معانی

• Inzwischen geht die Sonne wieder gegen 19.45 Uhr unter, die Tage werden langsam kürzer.در این میان خورشید دوباره حدود ساعت ۱۹:۴۵ غروب می‌کند و روزها کم‌کم کوتاه‌تر می‌شوند.
• Diese Pflanzen brauchen viel Sonne.این گیاهان به آفتاب فراوان نیاز دارند.
• Es gibt Tausende solcher Exoplaneten, die wie die Erde um eine Sonne kreisen.هزاران سیاره‌ی فراخورشیدی هستند که مانند زمین دور خورشیدی می‌چرخند.
• Die Sonne des Friedens geht auf.خورشید صلح طلوع می‌کند.
• Der Chef legt sich höchstens einmal im Monat an die künstliche Sonne.رئیس حداکثر ماهی یک بار زیر آفتاب مصنوعی می‌خوابد.
• Ich schalte eine Sonne ein.من یک بخاری تابشی روشن می‌کنم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی