Sonne
معانی
1. جرم آسمانی مرکزی منظومهی شمسی که نور و گرما میبخشد و بهشکل قرصی گرد و زرد تا سرخ دیده میشود؛ خورشیدبیشتر▾
2. نور و گرمای خورشید؛ آفتاب (هممعنی Sonnenschein)بیشتر▾
3. (گفتاری، کلیتر) ستاره؛ خورشیدی دیگر در کهکشان (هممعنی Stern)بیشتر▾
4. (ادبی، مجازی) چیزی آشکارا مثبت و روشن؛ مایهی شادیبیشتر▾
5. (مجازی) چیزهایی که از نظر ظاهر یا اثر شبیه خورشیدند؛ خورشید مصنوعیبیشتر▾
6. بخاری تابشی؛ دستگاه گرمایشی (هممعنی Heizsonne)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




