در حال بارگذاری...

اسمNomen

Stock

der/[ʃtɔk]

معانی

جمع: Stöckeملکی: Stockes/Stocks
• Er geht mit einem Stock.او با چوب‌دستی راه می‌رود.
جمع: Stöckeملکی: Stockes/Stocks
• Die Arbeiter roden die Stöcke.کارگران کنده‌ها را درمی‌آورند.
جمع: Stöckeملکی: Stockes/Stocks
• Im Weinberg sind viele Stöcke erfroren.در تاکستان بوته‌های زیادی یخ زد.
جمع: Stöckeملکی: Stockes/Stocks
• Er hat sich einen Stock zum Holzhacken gemacht.او برای هیزم‌شکنی یک کُنده درست کرده است.
جمع: Stöckeملکی: Stockes/Stocks
• Jenseits des Sees erhob sich der mächtige Stock des Gebirges.آن‌سوی دریاچه توده‌ی عظیم کوهستان برمی‌خاست.
جمع: Stöckeملکی: Stockes/Stocks
• Sie hat drei Stöcke im Garten.او سه کندو در باغ دارد.
جمع: Stöckeملکی: Stockes/Stocks
• Der Dieb sitzt im Stock.دزد در کُنده‌ی زندان بسته شده است.
جمع: Stöckeملکی: Stockes/Stocks
• Er wirft eine Münze in den Stock.او یک سکه در صندوق صدقه می‌اندازد.
جمع: Stockملکی: Stocks
• Wir wohnen im ersten Stock.ما در طبقه‌ی اول زندگی می‌کنیم.
جمع: Stocksملکی: Stocks
• Wir wollen den Stock unseres Vermögens nicht angreifen.نمی‌خواهیم به اصل دارایی‌مان دست بزنیم.
جمع: Stocksملکی: Stocks
• Der Kleinhändler hat einen bestimmten Stock von Waren.خرده‌فروش مقدار معینی کالا در انبار دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی