اسمNomen
Stuhl
der/[ʃtuːl]
جمع: Stühle
ملکی: Stuhles/Stuhls
معانی
1. صندلی؛ مبلی با پشتی و چهار پایه برای نشستن یک نفربیشتر▾
• Bitte setzen Sie sich auf den Stuhl.لطفاً روی صندلی بنشینید.
2. (مجازی) جایگاه؛ مقام و منصب رهبریبیشتر▾
• Der Stuhl des Vorsitzenden wankt.جایگاه رئیس متزلزل است.
3. (پزشکی) مدفوع؛ دفع از رودهبیشتر▾
• Der Arzt untersucht den Stuhl.پزشک مدفوع را آزمایش میکند.
4. (مجازی) اجابت مزاج (هممعنی Stuhlgang)بیشتر▾
• Er hat einmal am Tag Stuhl.او روزی یک بار اجابت مزاج دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




