اسمNomen
Test
der/[tɛst]
جمع: Tests
ملکی: Test(e)s
معانی
1. آزمون؛ عمل یا روشی برایِ دریافتن، اثبات یا وارسیِ چیزیبیشتر▾
• Aber was es bei Renault genauso wie bei VW gibt: viele Autos, die auf der Straße mehr Abgase ausstoßen, als die Tests vermuten lassen und die Gesetze vorschreiben.اما آنچه در رنو هم مانندِ فولکسواگن وجود دارد: خودروهایِ بسیاری که در جاده بیش از آنچه آزمونها نشان میدهند و قوانین مقرر میکنند آلایندگی دارند.
2. آزمایشِ علمی و روشمند برایِ تعیینِ تواناییها یا کارکردِ مطلوببیشتر▾
• Welche Sonnencremes haben im Test »sehr gut« abgeschnitten?کدام کرمهایِ ضدآفتاب در آزمایش نمرهٔ «بسیار خوب» گرفتند؟
3. آزمون؛ روشی با پرسش و تکلیف برایِ سنجشِ تواناییها یا دانشبیشتر▾
• Der Test besteht aus 33 Fragen; man hat 60 Minuten Zeit, um aus jeweils vier Antwortmöglichkeiten die richtige anzukreuzen.این آزمون ۳۳ پرسش دارد؛ شصت دقیقه وقت دارید تا از میانِ هر چهار گزینه، گزینهیِ درست را علامت بزنید.
4. (پزشکی) روشِ بررسیِ عاملانِ بیماری، مواد زیانآور یا عفونتبیشتر▾
• Für die Darmkrebs‑Früherkennung gilt: Männer und Frauen können ab 50 jährlich einen Test auf verborgenes Blut im Stuhl machen lassen.برایِ تشخیصِ زودهنگامِ سرطانِ روده: مردان و زنان از پنجاهسالگی میتوانند هر سال آزمونِ خونِ پنهان در مدفوع انجام دهند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
