در حال بارگذاری...

اسمNomen

Tisch

der/[ˈtɪʃ]
جمع: Tische
ملکی: Tisches/Tischs

معانی

• Das Essen steht auf dem Tisch.غذا روی میز است.
• Wir müssen reinen Tisch machen.ما باید تکلیف را روشن کنیم.
• Das Paar lebt von Tisch und Bett getrennt.این زوج از هم جدا زندگی می‌کنند.
• Die Entscheidung fiel am grünen Tisch.تصمیم بدون اطلاع از واقعیت گرفته شد.
• Nach Tisch ruht er eine Stunde.پس از غذا او یک ساعت استراحت می‌کند.
• Bei Tisch redete er nicht viel.هنگام غذا زیاد حرف نمی‌زد.
• Bitte, zu Tisch!بفرمایید سر میز!

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی